نارنجی ترین نارنج

بعد این همه سال  برگشته که بگه من برگردم باهاش زندگی کنم ومن تمام مدت دارم فکر میکنم به حرف هایی که تمام این مدت به همه گفته بودبرگشته بود بدونه چرا من با هیچ کس از این آدم حرف نزدم ،یادم اومد همه روزها وشب ها... 

موافقین ۴ مخالفین ۰ ۰۵ خرداد ۹۷ ، ۱۴:۴۶
خانم نارنج

هنوز نفهمیدم مردها وقتی کسی و دوستش دارند چه شکلی میشن؟

موافقین ۳ مخالفین ۰ ۳۱ ارديبهشت ۹۷ ، ۰۱:۱۲
خانم نارنج
من به دعاهای وقت اذان غروب به شدت معتقدم که میگیره، تمام ماه رمضون پارسال وقتی مامان شربت آبلیمو رو هم میزد میگفت الهی سال بعد به آرزوت برسی،  امسال وقتی با ایمو زنگ زد دم افطار وگریه میکرد میگفت تو به آرزوت رسیدی ولی من آرزوم بودن کنار تو بود...
موافقین ۵ مخالفین ۰ ۳۰ ارديبهشت ۹۷ ، ۰۱:۲۲
خانم نارنج

اون سالی که شادمهر خونده بود ساده بگم ساده بگم دهاتی ام، من باهاش وسط هال رقصیده بودم وقتی هنوزپشتی زرشکی مخمل داشتیم و مامان کت مخمل قهوه ایشو دوست داشت، بابا هم با من رقصیده بود، دیروز که بعد این همه سال دوباره اون آهنگ وگوش میدادم نرقصیده بودم چون تومهمونی تمام مدت داشتم فکرمیکردم جواب شروع رابطه رو بایدچی بدم؟ میتونم شروع کنم؟ یا بهتره تنها بمونم؟ کاش رقصیده بودم وقتی میرقصم غصه ها رومیشوره و میبره. 

موافقین ۴ مخالفین ۰ ۱۷ ارديبهشت ۹۷ ، ۱۴:۵۶
خانم نارنج

سفر یادم آورد گاهی زیادی زندگی رو پیچیده کردم 

موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۳ ارديبهشت ۹۷ ، ۲۱:۰۶
خانم نارنج

ساعت سه ونیم صبح شده ومن از ترس گربه موجود در اتاق نمیتونم بخوابم،چرامیترسم؟

موافقین ۴ مخالفین ۰ ۰۸ ارديبهشت ۹۷ ، ۰۴:۵۲
خانم نارنج

پارسال وقتی روپشت بوم تست زیست میزدم به این فکر میکردم سال بعد جایی باشم که ته خیابونش دریا باشه دلم با رشت بود، امسال نشستم اینجا آناتومی میخونم به این فکر میکنم چقدر فکر میتونه روند زندگی رو تغییر بده، باید یادبگیرم همینجوری به هرچیزی فکرنکنم. 

+ کتاب تسلی بخش های فلسفه برام مکث ایجاد کرده. 

+ هفته بعددارم میرم سفر.  

+دنبال کار میگردم. 

+اشکالات موجود درمتن ناشی از حضورمن درمترو. 





موافقین ۷ مخالفین ۰ ۰۱ ارديبهشت ۹۷ ، ۱۸:۰۷
خانم نارنج

سلام امیدوارم سال خوبی وشروع کرده باشید دلم برای همتون تنگه ببخشید جواب نظرات رونتونستم بدم، از دوست عزیزی که برای تحصیل اینجا پرسیدی ممنون میشم یک ایمیل یا راه ارتباطی بزاری. 

موافقین ۴ مخالفین ۰ ۰۱ ارديبهشت ۹۷ ، ۱۷:۲۴
خانم نارنج
اسفند پارسال که همه رفتن سفر ومن موندم و کنکور فکرشو نمیکردم سال بعد باید اسفند بدوم دنبال پیداکردن آرد نخود که دوتاشیرینی نخودی بپزم تو مایکروویویی  که اصلا نمیدونم چی میشه که یادم بره از سرماسبزه عیدندارم . 96با همه کش وقوسش خواست به من بگه صبور باش همیشه هر چیزی به وقت خودش رخ میده و گاهی دست وپا نبایدبزنی، برخلاف تصورم به تقویم سال که نگاه میکنم به خیلی از هدف هام رسیدم،نمیدونم مختصات اسفند سال بعد چیه ولی ذره ذره خوشی های این اسفند و نجوییده قورت نمیدم.
موافقین ۵ مخالفین ۰ ۲۰ اسفند ۹۶ ، ۱۶:۰۴
خانم نارنج

زندگی به یک تف بنده، این  و وقتی امروز تومترو بهم خبر دادن آقاجون فوت شده فهمیدم، دارم پوست میندازم تو غربت نمیتونم برم ایران، بااحتیاط رو قلب هم برونید وتکرارکنید هرروز،  زندگی به یک تف بنده. 

موافقین ۶ مخالفین ۱ ۰۳ اسفند ۹۶ ، ۰۱:۲۰
خانم نارنج